هر کودک نشانی از خداست…

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای، دورِ اجاقی ساده بود...

مقدمه
کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. با توجه به نقش بی بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس داشت آن بدانند. روز جهاني کودک بهانه اي براي ورود به جهان کودکان است؛ براي ورود به اين جهان بايد آگاهي هاي خود را فراموش کنيم و با ناآگاهي هاي کودکانمان همراه شويم.
 نامگذاری روز جهانی کودک
کودکان آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه ای هستند،  بنابراین نباید از نیازهای آنها به سادگی عبور کرد. روزی که برای تجلیل و گرامیداشت کودکان به طور رسمی، معرفی شده روز جهانی کودک نام دارد که در کشورهای بسیاری با تاریخ های مختلف جشن گرفته می شود در ایران به این مناسبت یک هفته را اختصاص به هفته ملی کودکان می دهند. این روز بزرگ انگیزه ای برای توجه و اهمیت به حقوق کودکان محسوب می شود، زیرا کودکان دارای احساسات لطیفی هستند، این احساسات نیاز به توجه از طرف بزرگترها دارد، توجهی که به کودک اثبات می کند که وجودش برای اطرافیانش اهمیت دارد.
روز کودک در ایران
در ایران جلسه‌ای با حضور نمایندگان وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و برخی دیگر از نهادها تشکیل و ابتدا منجر به انتخاب روز ۹ اکتبر به عنوان روز ملی کودک شد اما در ادامه این تاریخ، به ۸ اکتبر برابر با ۱۶ مهرماه تغییر یافت. تصمیم این گروه به دفتر یونیسف در ایران اطلاع و به عنوان روز جهانی کودک در ایران به رسمیت شناخته شد و در ادامه نیز شورای فرهنگ عمومی تصویب کرد این روز به تقویم رسمی کشور اضافه شود.

توصیه بزرگان به توجه به حقوق کودک

 رسول اکرم (ص) به همه انسان ها اعلام می کند، همانطور که پدران و مادران، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق عاق می شوند، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که ” پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن عاق فرزندان می شوند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله عظمی خامنه ای، کودک را ذخیره ارزشمند جامعه معرفی می کنند و در خصوص اهمیت وظیفه مسوولان رسانه های گروهی در تربیت کودک می فرماید: «رادیو، تلویزیون، رسانه های گروهی و غیره، بایستی بدانند و بفهمند که چه کاری با مغز، دل و احساس لطیف کودک انجام می گیرد. وقتی کودک برنامه های تلویزیونی را می بیند، اثر آن امروز و فردا مشخص نخواهد شد، بلکه اثرش در جذب ها، دفع ها، احساسات، خداجویی ها، خداخواهی ها یا خدانخواهی ها نشان داده خواهد شد.»
در گذشته، در غیاب روان شناسان و متخصصانی از این دست، همواره ادیبان و شاعران بودند که هنر خود را در خدمت مفاهیم تربیتی به کار گرفته و سعی می کردند مخاطب را با این مفاهیم آشنا کنند. از همین روست که قسمت مهمی از ادبیات ما در چارچوب ادبیات تعلیمی گنجانده می شود. به جرئت می توان گفت که در میان شاعران و نویسندگان ادب فارسی نمی توان کسی را یافت که به مسائل تربیتی نپرداخته باشد؛ اما بسیار نیستند شاعران و نویسندگانی که به اصول تربیت فرزند به طور ویژه توجه کرده و در باب آن سخن رانده باشند. بعضی از کتاب هایی که در آن ها به طورخاص به این مقوله پرداخته شده است، عبارت اند از: قابوس نامه، کیمیای سعادت، سندبادنامه، کلیله و دمنه، چهارمقاله، مرزبان نامه، اخلاق ناصری و گلستان و بوستان. 
دراین میان، سعدی از معدود شاعرانی است که به مفهوم تربیت کودکان به طور ویژه توجه کرده و اصول درست تربیت فرزندان را از منظر خویش برشمرده است. مهم ترین آموزه های تربیت کودک از نظر سعدی عبارت اند از:
۱تشویق و تنبیه به موقع کودکان: سعدی تأکید می کند که نباید فرزند را بیهوده مورد عتاب قرار داد یا بی دلیل تنبیه کرد:
  فرو کوفت پیری پسر را به چوب / بگفت ای پدر بی گناهم مکوب
توان بر تو از جور مردم گریست / ولی چون تو جورم کنی چاره چیست؟ (بوستان، بیت ۲۵۹۹و۲۶۰۰) .
سعدی معتقد است گاهی لازم است که کودکان را توبیخ و تنبیه کرد. البته نباید در این کار از حد گذشت. 
او در بوستان هم بارها گفته است که تأثیر تأدیب در دوران کودکی، برخورداری از ادب و بزرگی در بزرگ سالی است:
           بسا روزگارا که سختی برد / پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر / گرش دوست داری به نازش مدار
به خردی درش زجر و تعلیم کن / به نیک و بدش وعده و بیم کن (بوستان، بیت ۳۱۵۸ تا۳۱۶۰).
           ندانی که سعدی مراد از چه یافت؟ / نه هامون نَوَشت و نه دریا شکافت
به خردی بخورد از بزرگان قفا / خدا دادش اندر بزرگی صفا
هر آن کس که گردن به فرمان نهد / بسی برنیاید که فرمان دهد
هر آن طفل کو جور آموزگار / نبیند، جفا بیند از روزگار (بوستان، بیت ۳۱۶۷تا۳۱۷۰).
۲نقش پررنگ محبت و عاطفه در تربیت کودکان: به اعتقاد سعدی، کودکی که مهربانی و عطوفت پدر و مادر را در خانه به دست نیاورد و تجربه نکند، در بیرون از محیط خانه به جست وجوی آن می رود. امروز نیز روان شناسان به این نکته اعتقاد دارند که بیشتر انحرافات اخلاقی و مفاسد اجتماعی جوانان ناشی از بی توجهی به تربیت آن ها در کودکی و خلأ عاطفی است:
            پسر را نکو دار و راحت رسان / که چشمش نماند به دست کسان
هر آنکس که فرزند را غم نخورد / دگر کس غمش خورد و بدنام کرد
نگه دار از آمیزگار بدش / که بدبخت و بی ره کند چون خودش (بوستان، بیت ۳۱۷۱تا۳۱۷۳).
۳نقش وراثت و استعداد ذاتی در سرنوشت کودکان: سعدی علاوه بر تربیت، وراثت و استعداد ذاتی افراد را نیز در سرنوشت آن ها بسیار مؤثر می داند. او معتقد است تعلیم و تربیت وقتی مؤثر است که شخص استعداد ذاتی و شایستگی پذیرش آن را داشته باشد:
            پرتو نیکان نگیرد هرکه بنیادش به دست / تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبدست (گلستان، ص۶۱).
            شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی؟ / ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست / در باغ لاله روید و در شوره بوم خس (گلستان، ص۶۲).
۴تأکید بر داشتن استعداد ذاتی و برخورداری از تعلیم و تربیت محیطی به صورت هم زمان: به نظر سعدی، نه داشتن استعداد ذاتی به تنهایی کافی است و نه برخورداری از تربیت صحیح. کودک باید استعداد ذاتی داشته باشد و از طرف دیگر درست تربیت شود تا بتوان به صلاح و نیک بختی او امیدوار بود: «استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علوی است ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد با خاک برابرست و قیمت شکر نه از نی است که آن خود خاصیت وی است.»
چو کنعان را طبیعت بی هنر بود / پیمبرزادگی قدرش نیفزود
هنر بنمای اگر داری نه گوهر / گل از خارست و ابراهیم از آزر (گلستان، ص۱۸۰). 
۵تبعیض قائل نشدن میان فرزندان: سعدی ضمن حکایتی زیبا در گلستان این مفهوم را آموزش می دهد که والدین نباید بین فرزندان خود تبعیض قائل شوند و مخصوصاً نباید یکی را به دلیل ویژگی های ظاهری بر دیگری ترجیح دهند:
ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادرانش بلند و خوب روی. باری پدر به کراهیت و استحقار در وی نظر همی کرد. پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر، کوتاه خردمند به از نادان بلند، نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. (گلستان، ص۵۹)
۶تشویق فرزندان به آموختن حرفه و هنر: ازنظر سعدی هرچقدر هم که کسی از نظر مالی توانا و ثروتمند باشد و حتی اگر گنج قارون را هم داشته باشد، بازهم از فراگیری هنر و پیشه بی نیاز نیست:
           توانگری به هنرست نه به مال و بزرگی به عقل است نه به سال (گلستان، ص۶۳) .
            بیاموز پرورده را دست رنج / وگر دست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست / که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسۀ سیم و زر / نگردد تهی کیسۀ پیشه ور
چه دانی که گردیدن روزگار / به غربت بگرداندش در دیار
چو بر پیشه ای باشدش دسترس / کجا دستِ حاجت بَرَد پیش کس؟ (بوستان، بیت ۳۱۶۲تا۳۱۶۶).
۷تأکید بر تأثیر هم نشینان و دوستان در تربیت فرزندان: سعدی انسان را از هم نشین بد برحذر می دارد و معتقد است هم نشینی با نیکان چنان تأثیری دارد که ممکن است سرشت آدمی را تغییر دهد:
                     گِلی خوشبوی در حمام روزی / رسید از دست مخدومی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری / که از بوی دلاویز تو مستم؟
بگفتا من گِلی ناچیز بودم / ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشین بر من اثر کرد / وگرنه من همان خاکم که هستم (گلستان، ص۵۱).
            هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.
گر نشیند فرشته ای با دیو / وحشت آموزد و خیانت و ریواز بدان جز بدی نیاموزی / نکند گرگ پوستین دوزی (گلستان، ص۱۷۷)
۸پرهیز از موقعیت های تهمت زا: حضرت علی (ع) فرموده اند: «اتقو مواضع التُّهَم» از قرار گرفتن در جاهايی كه متهم شويد، بپرهيزيد. (بحارالانوار، ج۳۳: ص۵۱۰). سعدی نیز به همین نکته در گلستان اشاره کرده است: «هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند، به فعل ایشان متهم گردد تا اگر به خراباتی رود به نماز کردن منسوب شود به خمرخوردن.»
رقم بر خود به نادانی کشیدی / که نادان را به صحبت برگزیدی
طلب کردم ز دانایان یکی پند / مرا گفتند: با نادان مپیوند
که گر دانای دهری خر بباشی / وگر نادانی، ابله تر بباشی» (گلستان، ص۱۸۵)
۹لزوم پرداختن به تربیت در دوران کودکی: همان طور که روان شناسان امروز معتقدند سعدی نیز بر این بوده که انسان هرچقدر کم سن وسال تر باشد، تربیت پذیرتر است. به اعتقاد سعدی اگر در تربیت کودک کوتاهی شود، در بزرگی، تربیت در او مؤثر نخواهد بود:
            هر که در خردیش ادب نکنند / در بزرگی فلاح از او برخاست
چوب تر را چنان که خواهی پیچ / نشود خشک جز به آتش راست (گلستان، ص۱۵۵).
۱۰تأکید بر تأثیر پند و اندرز در تربیت:
            به نزد من آن کس نکوخواه تست / که گوید فلان خار در راه تست
به گمراه گفتن نکو می روی / جفایی تمام است و جوری قوی
هر آنگه که عیبت نگویند پیش / هنر دانی از جاهلی عیب خویش (بوستان، بیت ۹۲۱تا۹۲۳).
ولی کسی که پند می دهد و نصیحت می کند، لزوماً خود نیز باید به آنچه دیگران را بدان امر می کند، عمل کند؛ هرچند که به قول سعدی می توان از عالم بی عمل هم چیزهایی آموخت. حکایتی از گلستان را در این زمینه بخوانیم: «فقیهی پدر را گفت: هیچ از این سخنانِ رنگینِ دلاویزِ متکلمان در من اثر نمی کند. سبب آنکه نمی بینم از ایشان کرداری موافق گفتار»
ترک دنیا به مردم آموزند / خویشتن سیم و غلّه اندوزند
عالِمی را که گفت باشد و بس / هرچه گوید نگیرد اندر کس
عالِم آن کس بود که بد نکند / نه بگوید به خلق و خود نکند
أتأمُرُونَ النّاسَ بِالبِرِّ و تَنْسَونَ اَنفُسَکُم؟: آيا مردم را به خير و نيكى فرمان میدهيد و خود را فراموش می‏كنيد؟ (سوره بقره، آیه ۲۴).
عالِم که کامرانی و تن پروری کند / او خویشتن گم است، که را رهبری کند؟
پدر گفت: ای پسر، به مجرد این خیال باطل نشاید روی از تربیت ناصحان بگردانیدن و علما را به ضلالت منسوب کردن و در طلب عالِم معصوم از فواید علم محروم ماندن… مجلس واعظ چو کلبۀ بزّاز است، آنجا تا نقدی ندهی بضاعتی نستانی و اینجا تا ارادتی نیاوری سعادتی نبری.
گفتِ عالِم به گوش جان بشنو / ور نماند به گفتنش کردار
باطلست آنچه مدعی گوید / خفته را خفته کی کند بیدار؟
مرد باید که گیرد اندر گوش / ور نبشته است پند بر دیوار» (گلستان، ص۱۰۴).
۱۱توصیۀ فرزندان به اطاعت از خدا و انجام فریضه های دینی و پرهیز از ریاکاری: تشویق فرزندان به انجام فرایض دینی و شناخت خداوند، همواره یکی از وظایف والدین است. سعدی نیز بر همین نکته تأکید کرده است: «یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی، به مقام از ملائکه درگذشتی».
همان طور که می دانیم یکی از آموزه های مهم دیوان حافظ «پرهیز از ریاکاری» است. هیچ چیز به اندازۀ ریاکاری به ویژه در امور مذهبی برای او ناخوشایند نبوده است. سعدی نیز به این نکته پرداخته است؛ به نظر او نمازی که از سر ریا باشد، کلیدِ درِ دوزخ است. او حکایت کودک نابالغی را در بوستان ذکر می کند که برای خوشایند دیگران تظاهر به روزه داری می کند:
           شنیدم که نابالغی روزه داشت / به صد محنت آورد روزی به چاشت
به کتّابش آن روز سائق نبرد / بزرگ آمدش طاعت از طفل خُرد
پدر دیده بوسید و مادر سرش / نشاندند بادام و زر بر سرش
چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز / فتاد اندر او زآتش معده سوز
به دل گفت اگر لقمه چندی خورم / چه داند پدر غیب یا مادرم؟
چو روی پسر در پدر بود و قوم / نهان خورد و پیدا به سر برد صوم
که داند چو در بند حق نیستی / اگر بی وضو در نماز ایستی؟…
کلید در دوزخ است آن نماز / که در چشم مردم گزاری دراز
اگر جز به حق می رود جاده ات / در آتش فشانند سجاده ات (بوستان، بیت ۲۶۶۰تا۲۶۶۹).
او همچنین عبادت و طاعت خدا از سر تقلید را بی ارزش می داند:
            عبادت به تقلید گمراهی است / خُنُک رهروی را که آگاهی است (بوستان، بیت ۳۵۰۰).
 ۱۲توصیۀ فرزندان به پرهیز از عیب جویی: سعدی حکایت بسیار زیبایی در گلستان دارد که در ضمن آن پدری لزوم پرهیز از غیبت را به زیباترین نحو به فرزندش یادآور می شود: «یاد دارم که در ایام طفلی متعبّد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر، علیه الرَحْمَه، نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز در کنار گرفته و طایفه ای گِرد ما خفته. پدر را گفتم: یکی از اینان سر برنمی دارد که دوگانه ای بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند. گفت:  جانِ پدر، تو نیز اگر بخفتی بِهْ که در پوستین مردم افتی». (گلستان، ص۸۹)
از طرف دیگر، هیچ گاه نمی توان به آدم عیب جو اعتماد کرد، زیرا:
         هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد / بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد (گلستان، ص۸۷)
۱۳توصیۀ فرزندان به پیروی نکردن از هواهای نفسانی: یکی از پند و اندرزهای مهم پیران جهان دیده به جوانان، پرهیز از هوا و هوس است. غلبه بر هواهای نفسانی در جوانی بسیار ستوده شده است. به نظر سعدی مهم ترین نشانۀ بلوغ این است که «در بند رضای حق بیش از آن باشی که در بند حظّ نفس خویش». (گلستان، ص۱۵۹)
            پدر چون دور عمرش منقضی گشت / مرا این یک نصیحت کرد و بگذشت
که شهوت آتش است از وی بپرهیز / به خود بر آتش دوزخ مکن تیز
در آن آتش نداری طاقت سوز / به صبر آبی بر این آتش زن امروز (گلستان، ص۱۷۶)
از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید.
۱۴توصیه به اغتنام فرصت و قدر جوانی را دانستن:
           جوانا رهِ طاعت امروز گیر / که فردا جوانی نیاید ز پیر
فراغ دلت هست و نیروی تن / چو میدان فراخ است گویی بزن
من این روز را قدر نشناختم / بدانستم اکنون که در باختم
قضا روزگاری ز من درربود / که هر روزی از وی شبی قدر بود (بوستان، بیت ۳۶۲۹تا۳۶۳۲)
           مکن عمر ضایع به افسوس و حیف / که فرصت عزیزست و الوقتُ سیف (بوستان، بیت ۳۶۶۳)

سخن پایانی

چقدر تند رفت کودکی ام با آن دوچرخه قراضه اش...،کاش همیشه پنچر می ماند!

منابع:

ziaossalehin.ir

 

https://www.irna.ir