۱٫
آن چیست درختی را که ایزد آفریده. دوده شاخه بهرش برگزیده. که به هر شاخه ای سی برگ دارد. به هر برگش دودانه میوه دارد؟
  1. آن کدام زمین است که از اول خلقتش تاکنون فقط یک بارخورشید به آن تابیده؟
  2. آن چیست که مالک از داشتن ان بی نصیب و مستاجر دارا است؟
۴٫
از قول من و تو قصه ها می گوید. آن چیست كه بی زبان سخن می گوید. بی پرده ز كار این و آن می گوید. با آن كه در او نیست نه دندان و نه لب. بی هدف ره می برد با قلب خون؟
  1. آن چیست كه ارغوان قبایی دارد. مانند دم موش پایی دارد. گرد است و مدور است و تاجش بر سر. صد پاره تنش، ولی ز یك پایه نگون؟
  2. آن چیست كه خود ریسد و خود بافد جامه. پوست در پوست گرد یكدیگر؟
  3. آن چیست قبای زرد در بر دارد. تلخ است ولی طعمی چو شكر دارد زرد است و معطر آید به مشام. با هزاران سوار می گردد؟
  4. چیست آن لعبت پسندیده. با دو صد احترام خوابیده؟ در میان دو كاسه چوبین. رخت سیه و سبز كلاهی دارد؟
  5. آن چیست كه روز می دود و شب پاسبان اتاق است؟
  6. آن چیست كه هر چه می دویم به آن نمی رسیم؟
  7. آن چیست كه تا سرش را نبرند حرف نمی زند؟
  8. آن چیست كه اگر باشد (كور) است و اگر نباشد (كر) است؟
  9. نام گلی است که باحذف کردن حرف اولش روی آب شناورمی شود؟
  10. از صفر تا صد چند تا ۹ وجود دارد؟
  11. بیرون آن را دور بینداز و داخل آن را بپز، سپس بیرون آن را بخور و داخل آن را دور بینداز. آن چیست؟
  12. کدام کلمه است که در همه‌ی دیکشنری‌ها غلط نوشته شده‌است؟
  13. آن چیست که شست و ۴ انگشت دارد اما زنده نیست؟
  14. آن چیست که دندان دارد اما نمی‌خورد؟
۱۹٫فرقی نمی‌کند چقدر کم یا زیاد از من استفاده کنی، هر ماه عوضم می‌کنی. من چه هستم؟
۲۰٫آن چیست که همیشه در حال آمدن است اما هیچ وقت نمی رسد؟
 
پاسخ ها
  1. سال ماه و روز
  2. رودخانه نیل
  3. نقطه
  4. کتاب
  5. چغندر
  6. عنکبوت
  7. لیمو شیرین
  8. پسته
  9. کفش
  10. سایه خود ما
  11. نامه در پاکت نامه
  12. حرف واو
  13. شقایق
  14. بیست تا
  15. چوب بلال، چون غلاف روی بلال را دور می‌اندازید، بلال را می‌پزید و ذرت روی آن را می‌خورید، سپس چوب آن را دور می‌اندازید.
  16. غلط
  17. دستکش
  18. شانه
  19.  تقویم
  20. فردا
 
 

معماهای سخت

 
معمای شماره ۱
در اتاقی قرار دارید که سه کلید برق و یک درب بسته دارد. کلید های روشن و خاموش کردن سه لامپ در طرف دیگر درب قرار دارند، اما اگر درب را باز کنید دیگر هرگز دستتان به کلید ها نمی‌رسد. چگونه می‌توانید با اطمینان بفهمید که هر لامپ به کدام کلید متصل است؟
جوابدو کلید اول را روشن کنید و هر دو را به مدت ۵ دقیقه روشن رها کنید. بعد از ۵ دقیقه کلید دوم را خاموش کنید و به آنطرف درب بروید. لامپ روشن مربوط به کلید اول است، به دو لامپ خاموش دست بزنید، لامپی که حرارت دارد مربوط به کلید دوم و لامپ خاموش و سرد نیز به کلید سوم وصل است.
معمای شماره ۲
مردی چادر خود را رها می‌نماید و سه مایل به جنوب، سه مایل به شرق و سپس سه مایل به شمال پیاده روی می‌کند تا دوباره به چادرش می‌رسد. وقتی وارد چادر می شود با یک خرس روبرو می‌شود که در حال خوردن غذاهایش است. خرس چه رنگی است؟
جوابسفید. تنها جایی که با سه مایل به جنوب، سه مایل به شرق و سه مایل به شمال رفتن به نقطه اول می رسید قطب شمال است و همه خرس ها در قطب شمال سفید رنگ هستند.
معمای شماره ۳
مردی در حال نگاه کردن به عکس یک نفر است. دوستش از او می‌پرسد که او کیست؟ مرد پاسخ می‌دهد: من خواهر و برادر ندارم. اما پدر این مرد، پسر پدر من است. آن عکس چه کسی بود؟
جوابپسر آن مرد.
معمای شماره ۴
مردی در یک سوی رودخانه ایستاده و سگ خود را که در طرف دیگر رودخانه است صدا می‌زند. سگ بدون آنکه از پل و قایق استفاده کند از رودخانه عبور می‌نماید، اما خیس نمی‌شود. چرا؟
جوابرودخانه یخ زده بوده است.
معمای شماره ۵
پدر و مادری شش فرزند پسر دارند که هر پسر یک خواهر دارد. این خانواده چند نفری است؟
جوابنه نفر. پدر و مادر، شش پسر و یک دختر.
معمای شماره ۶
مردی هنگام مرگ برای تقسیم ارث به دو پسرش به آن ها می گوید که سوار بر شتر با یکدیگر مسابقه بدهند و کسی که شترش آخر از خط انتها عبور می نماید برنده است و همه اموال به نام او می شود. دو پسر سوار بر شترهای خود روز ها در صحرا پرسه می زنند و هیچکدام نمی خواهند از خط انتها عبور نمایند. در نهایت آن ها ماجرا را برای مردی دانا تعریف می نمایند و بعد از آن به سرعت سوار بر شتر می شوند و به سمت خط انتها می رانند. مرد پیر به آن ها چه گفته بود؟
جوابقانون مسابقه این بود که صاحب شتری که آخرین نفر از خط انتها عبور کند برنده است. آن ها به گفته مرد دانا شترها را عوض کردند تا جریان مسابقه برعکس شود.
معمای شماره ۷
مردی بدون هیچ چتر یا کلاهی ساعت ها زیر باران راه می‌رود. در نهایت زمانی که به خانه می رسد سرتاپای او خیس است بجز موهای مرد. چرا؟
جواباو کچل بوده است.
معمای شماره ۸
در یک کلاس ۱۴ نفر از دانش آموزان دختر هستند. ۸ نفر از آن ها لباس آبی به تن دارند و ۲ نفر نه دختر هستند و نه لباس آبی به تن دارند. اگر ۵ نفر از کسانی که لباس آبی دارند دختر باشند، چند دانش آموز در این کلاس حضور دارند؟
جواب۱۹ نفر
معمای شماره ۹
کسی که آن را می‌سازد احتیاجی به آن ندارد. کسی که آن را می‌خرد از آن استفاده نمی‌نماید و کسی که از آن استفاده می‌نماید اصلا نمی‌داند که در حال استفاده از آن است. آن چیست؟
جوابتابوت
معمای شماره ۱۰
جسد یک خانم در حیاط یک ساختمان چند طبقه پیدا می شود. به نظر می سد که او خودش را از یکی از طبقات به پایین پرت نموده است. زمانی که پلیس از راه می رسد به طبقه اول می رود و در پنجره را باز می نماید و یک سکه به بیرون پرت می نماید. سپس او همین کار را در طبقات دیگر تکرار می نماید و در نهایت نتیجه می گیرد که این خودکشی نبوده بلکه یک قتل اتفاق افتاده است. چرا؟
جوابچون در تمام طبقات در پنجره ها بسته بوده است.
معمای شماره ۱۱
دختری در مراسم خاکسپاری مادرش عاشق مردی می شود، اما بعد از مراسم هرگز نمی تواند او را پیدا کند یا شماره اش را بیابد. چند روز بعد خواهر آن دختر می میرد و پلیس می گوید که او به قتل رسیده است. چه کسی او را به قتل رسانده؟
جوابآن دختر. او فکر نموده که اگر کس دیگری از خانواده اش بمیرد آن مرد دو مرتبه به مراسم خاکسپاری خواهد آمد و آن ها یکدیگر را ملاقات می نمایند.
معمای شماره ۱۲
من شهر دارم، اما خانه نه. من کوه دارم، اما درخت نه. من آب دارم، اما ماهی نه. من چه هستم؟
جوابنقشه
معمای شماره ۱۳
شما می دانید که ۲ + ۲ با ۲ × ۲ برابر است. حالا سه عدد پیدا کنید که حاصل جمع آن ها با حاصل ضرب آن ها مساوی باشد.
جوابعدد ۱، ۲ و ۳٫
معمای شماره ۱۴
برادری به برادر کوچکترش می گوید: دو سال پیش، من سه برابر سن برادرم سن داشتم. سه سال بعد من دو برابر برادرم سن خواهم داشت. هرکدام از آن ها چند ساله هستند؟
جواببرادر بزرگتر ۱۷ و کوچکتر ۷ سال دارد. دو سال پیش آن ها ۱۵ و ۵ ساله بودند و سه سال بعد آن ها ۲۰ و ۱۰ ساله خواهند بود.
معمای شماره ۱۵
اگر من را داشته باشی، می خواهی مرا به اشتراک بگذاری. اما اگر مرا به اشتراک بگذاری دیگر مرا نداری. من چه هستم؟
جوابراز.
معمای شماره ۱۶
چیه که پر از سوراخه ولی با این حال آب رو داخل خودش نگه میداره؟!
جواباسفنج
معمای شماره ۱۷
من وقتی که جوان هستم، قد بلند هستم و وقتی که پیر میشم کوتاه هستم؛ من چی هستم؟
جوابشمع
معمای شماره ۱۸
چیه که پیش روته ولی نمی تونی ببینیش؟!
جوابآینده
معمای شماره ۱۹
کدوم ماه از سال ۲۲ روز داره؟
جوابتمام ماه های سال!
معمای شماره ۲۰ 
شما وارد اتاقی می شوید که در آن یک چراغ نفتی، یک شمع و یک شومینه وجود دارد؛ اول از همه چه چیزی را روشن می کنید؟
جوابکبریت
معمای شماره ۲۱
خانه‌ای تک طبقه وجود دارد که همه چیز در آن زرد است. دیوارهای زرد، درهای زرد، مبلمان زرد. بنظرت پله ها چه رنگی هستند؟
جوابخانه یک طبقه پله نداره!
معمای شماره ۲۲
چیه که بالا میره ولی هیچ وقت پایین نمیاد؟
جوابسن آدما
معمای شماره ۲۳
مردی که خارج از خانه و زیرا باران بدون چتر و کلاه بود، موهای سرش خیس نشد. چرا؟
جوابزیرا آن مرد کچل بود!
معمای شماره ۲۴
من هرجا که باشی تو را دنبال می کنم و همه حرکاتت رو حفظ می کنم ولی تو نمی تونی منو بگیری، من چی هستم؟
جوابسایه
معمای شماره ۲۵
یک بازرس پلیس که فقط چند روز تا شناسایی حلقه قاچاقچیان بین‌المللی نفت فاصله داشت، ناگهان ناپدید شد. ماموران پلیس پس از آن‌که آخرین محل اقامت وی را شناسایی کردند، یادداشتی را در آن‌جا یافتند که بر روی آن نوشته شده بود:
۷۱۰ ۵۷۷۳۵ ۳۴ ۵۵۰۸ ۵۱ ۷۷۱۸
جواب:
اگر این اعداد را وارونه کنید، دو جمله‌ی انگلیسی را می‌توانید تشخیص دهید:
BILL IS BOSS HE SELLS OIL
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
در برخورد با یک مسئله، هر چه بیشتر بتوانیم ایده تولید کنیم، دستمان برای انتخاب بهترین‌ها بازتر خواهد بود. بدیهی است که این موضوع محقق نخواهد شد، مگر با تمرین. تمرین و تکرار مادر یادگیری است.
خلاقیت یعنی توانایی تولید ایده. بنابراین اگر بخواهیم در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی به طور خلاقانه عمل کنیم، باید به فکر ارتقاء مهارت‌مان در تولید ایده و راه حل باشیم.
معما نیز چیزی نیست جز مسائلی که به طور استادانه طرح‌ریزی شده و برای حل آنها نیاز به ایده‌سازی داریم. در واقع حل معما مانند نرمشی است که به عضلات مغز و ذهنمان می‌دهیم تا تقویت شده و در حل مسائل واقعی زندگی روزمره یاری‌مان نمایند.
البته باید توجه داشت که در طرح معماها، اهداف متفاوتی می‌تواند مد نظر باشد. بعضی از معماها براساس کارکرد سمت چپ مغز طرح می‌شوند و بیشتر تفکر منطقی را توسعه می‌دهند. در مقابل برخی از آنها نیز عضلات سمت راست مغز را درگیر می‌کنند و تفکر جانبی (خلاقانه) را تقویت می‌کنند. معماهایی نیز هستند که هر دو نیمه مغز را به کار می‌گیرند و باعث رشد توام تفکر منطقی و جانبی می‌شوند.
 
نکته مهمی که در مهارت حل مسئله مطرح می‌باشد، این است که ما برای رسیدن به یک راه حل کارآمد و موثر، نیازمند تعادل در هر دو نیمه مغز و هر دو نوع تفکر هستیم. نیمه راست مغز مسئولیت تولید ایده‌های جدید، متفاوت و خلاقانه را دارد و نیمه چپ مغز نیز با تفکر منطقی، وظیفه قضاوت در مورد ایده‌ها، انتخاب مناسب‌ترین آنها و بکار گرفتن‌شان در حل مسائل را بر عهده دارد. بنابراین برای ارتقاء مهارت حل مسئله باید در انتخاب معماهای تمرینی هر دو جنبه را در نظر داشت.
نکته دیگر این که، هر چه در حل معما مهارت پیدا کنیم، اعتماد به نفس‌مان بالاتر خواهد رفت و به همان نسبت راحت‌تر از عهده حل مسائل و مشکلات واقعی برخواهیم آمد. باید به این واقعیت توجه داشت که بسیاری از ناتوانایی‌هایمان از باورهای نادرست‌مان نشئت می‌گیرد. زمانی که اعتماد به نفس پایین باشد، باورمان در مورد توانایی‌هایمان دچار تزلزل خواهد شد.
 
بنابراین باید با تمرین و پشتکار، نسبت به بازسازی و تقویت اعتماد به نفس مبادرت کرد. در واقع هر معمایی که حل می‌کنیم، آجری است برای ساخت عمارت مجلل باورها و توانایی‌هایمان. و هر چه برای حل هر معما وقت می‌گذاریم و بیشتر ایده‌سازی می‌کنیم، در واقع بر استحکام این عمارت می‌افزاییم.
نکته آخر: در حل معماها نباید کودکان را فراموش کرد. ضمن اینکه می‌توان از مسائل و معماهای مخصوص کودکان (به اقتضای سن و درک‌شان) برای آنها استفاده نمود، حتی در حل معماهای بزرگسالان نیز می‌توان (و باید!) از مشارکت کودکان استفاده کرد. در این راستا می‌توان ضمن تشریح مفهوم ساده‌ای از هر معما به کودک، با رویی خوش و تشویق، گام به گام با او پیش رفت و معما را حل نمود.
 
درست است که کودکان اطلاعات، دانش و تجربه ما بزرگ‌ترها را ندارند، ولی آنها فکر باز و خلاق، و تخیل شگرفی دارند که برخی اوقات در ارائه راه‌حلهای خلاقانه از بزرگتر‌ها پیشی می‌گیرند. به خصوص اگر به آنها فرصت ابراز وجود دهیم و به نظراتشان اهمیت قائل شویم.