قایل به خطا باش که مردود جهان شد 
 هر کس گنه خویش حوالت به قضا کرد
 
قبله ی ذرات عالم می شود چون آفتاب 
  پیش خاک تیره هر کس جبهه فرسایی کند
 
قسمت مردم بی برگ بود میوه ی خلد 
   دهنی تلخ به امید ثمر باید کرد
 
قطره ای اشک مروت نیست در چشم سحاب   
  دانه ی امید ما از خاک چون سر بر کند؟
 
قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد     
کاش خود را به دم تیغ شهادت می زد