عطر محرم در کوچه پس کوچه های دشتستان
عطر محرم در کوچه پس کوچه های دشتستان
 

خوب که گوش بسپاری، صدای چاووش خوانی در روستاها در غروب نخستین شب محرم توسط پیرمردهای دشتستانی به گوش می‌رسد تا خبر از شروع ماه محرم و صفر دهند. سر دَر بیشتر خانه‌ها بیرق سیاه نصب می‌شود و مردم با برپا کردن خیمه‌ها و سیاه پوش کردن تکیه‌ها، مساجد، حسینیه‌ها و معابر با پارچه‌های مشکی و نوشته‌ها و بیرق‌ها، آماده عزاداری و سوگواری برای اهل بیت امام حسین(ع) می‌شوند.

شهر و مردمانش یکپارچه سیاه‌پوش می‌شوند. کتری‌های بزرگ چای روی منقل‌های سنتی بار گذاشته می‌شود و کمتر گذری است که در آن بوی سکرآور قهوه -که در فنجان‌های کوچک سرو می‌شود- نپیچیده باشد. مراسم روضه خوانی بیشتر در مساجد و حسینیه‌ها و گاهی نیز به دلیل نذری خاص، در منازل افراد برگزار می‌شود. هیأت‌های مختلف عزاداری در شهر و روستا از نخستین غروب محرم تحرک‌شان را شروع می‌کنند. در جغرافیای دشتستان علاوه بر مجالس روضه خوانی، دشتستانی‌ها نسبت به مراسم تعزیه خوانی نیز اقبال بسیار گسترده‌ای دارند. مراسم تعزیه خوانی در برخی از روستاهای دشتستان با قدمتی بیش از صد و اندی سال (بخش‌هایی چون زیارت، نظرآقا، جنوط و…) همچنان پرشور و با استقبال گسترده برگزار می‌شود. این مراسم از روز اول محرم شروع و معمولاً تا ۱۳ محرم، هر روز عصر یا شب در نقاط مختلف شهرستان برگزار می‌شود که شیوه اجرای آن به این صورت است که تعزیه خوانان در منزل بانی یا مسئول تعزیه خوانی جمع می‌شوند (بعضی اوقات ناهار هم منزل مسئول تعزیه صرف می‌کنند) و شروع به تمرین تعزیه‌های همان روز می‌کنند و سپس لباس می‌پوشند و با تقسیم دو گروه «اهل بیت» و «اشقیا» در جایگاه مخصوص حاضر می‌شوند و به خواندن اشعار، رجز و ستیزه می‌پردازند که البته اشعار و متون قدیمی به گفته عوامل و کارگردانان تعزیه در گذشته کیفیتی به مراتب بهتر داشتند اما متأسفانه اکنون جای خود را به متون جدید و اشعار شاید کم محتواتر در تعزیه‌های دشتستان سپرده‌اند.
هنگام برپایی مراسم تعزیه، تماشاگران زن و مرد و کوچک و بزرگ در اطراف تعزیه خوانان –ایستاده و نشسته- حلقه می‌زنند و در بین آنها خوراکی‌های نذری نظیر حلیم، شربت، چای، حلوا و قهوه و… تقسیم می‌شود. نکته قابل توجه در تعزیه‌های دشتستان این است که تا همین سال‌های اخیر به دلیل تعصبات خاصی نقش‌های زنان را مردان اجرا می‌کردند، اما چند سالی است که این تابو اندکی شکسته است و خود بانوان در این تعزیه‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند. تعزیه روز عاشورا یعنی روز شهادت امام حسین(ع) در بعضی مناطق صبح و بعضی مناطق عصر برگزار می‌شود.در مناطقی که صبح برگزار می‌شود، بعد از اتمام تعزیه هیأت‌های عزادار، نعش شهید کربلا را به صورت نمادین بر دوش می‌گذارند و زنجیرزنان وارد میدان می‌شوند و مسافتی را با حمل نعش که شامل «حجله قاسم»، «گهواره علی اصغر»، «خرابه شام» و… است به عزاداری می‌پردازند و بعد از برگزاری نماز ظهر عاشورا ناهار نذری را صرف می‌کنند و مراسم روز عاشورا به پایان می‌رسد. اما در بعضی مناطق دشتستان، زنان و مردان عزادار غروب عاشورا در تاریکی شب در حالی که چراغ یا شمعی در دست دارند به مسجد محل می‌روند و مراسم سینه‌زنی برگزار می‌کنند و شب عاشورا به یاد طایفه بنی اسد در محل اجرای تعزیه مراسم، شام غریبان شهدای عاشورا را به عزا می‌نشینند.
از دیگر رسومی که در این شهرستان بالغ بر یک قرن است که در ایام عاشورا اجرا می‌شود، مراسم «علم گردانی» است که با شروع ماه محرم مسئول هیأت عزاداری شهر یا محله با همکاری اهالی با خرید و آماده کردن چوبی بلند که معمولاً از درخت سپیدار (دارسفید) است، آن را با پارچه‌های مشکی و سبز که نمادی از دست‌های بریده حضرت ابوالفضل(ع) است، می‌پوشانند و در کوچه و خیابان‌ها شروع به سینه زنی و عزاداری می‌کنند که هنگام گرداندن علم، درب خانه‌ای که نذری داشته باشد، علم را پایین می‌آورند و روی تمثال دست‌ها آب می‌ریزند و به‌عنوان تبرک نگهداری می‌کنند.
همچنین از جمله خرده فرهنگ‌های عاشورایی که در دشتستان شب عاشورا به صورت خاصی برگزار می‌شود، پخت حلیم است که البته چند سالی است از شکل سنتی خود فاصله گرفته است اما هنوز در برخی روستاها با همان سنت و احترام ویژه پیشین انجام می‌گیرد. روز هشتم محرم زنان طایفه و محله جمع می‌شوند و پس از پاک کردن گندم و کوبیدن آن که همراه با مراسم روضه‌خوانی است، برای پختن حلیم آماده می‌شوند. زنان دشتستانی از صبح روز نهم با پر کردن دیگ‌های بزرگ از آب و گذاشتن آنها روی آتش هیزم، کار پختن حلیم را شروع می‌کنند. در پخت حلیم زنان و مردان و حتی کوچک ترها هم حضور دارند و معتقدند که چنانکه نیت کنند می‌توانند هنگام هم زدن حلیم حاجت‌شان را از خداوند بزرگ طلب کنند. بر خلاف امروز که در بیشتر حلیم‌ها در دشتستان از مرغ استفاده می‌شود در گذشته‌ها برای پخت حلیم از گوشت گوسفند – و بعضاً گوشت گوساله – استفاده می‌شد. ارزش معنوی این حلیم نزد دشتستانی‌ها چنان است که از غروب و حتی بعدازظهر ظرف‌های خود را در نوبت می‌گذارند تا بعد از یک روز عزاداری و شب‌زنده‌داری، خستگی‌شان را با خوردن حلیم خوشمزه‌ای که خوب پخته شده و جاافتاده است، از تن بدر کنند و برای عزاداری روز بعد آماده شوند.